#اینگونه_بود … کوتاهنوشتهای از سیره و سبک زندگانی آیتالله بهجت قدسسره: دستم به قفسۀ کتابها خورد و زخم عمیقی برداشت. جراحی کردند؛ زخم، دهان بست و بهبود یافت. چند ماه بعد در مشهد بودیم که در جای زخم احساس درد شدیدی کردم، مخفی کردم و حرفی… بیشتر »
آرشیو برای: "مرداد 1399, 02"
?? ?یک شب دیدم کرمعلی مثل هر شب ایستاده و نماز می خواند. ? کلاه معروفش هم سرش بود و چشم هایش بسته. توی عالم خودش تسبیح به دست می گفت: «الهی العفو» را با صدای بلند می گفت، سیصد تا الهی العفو باید می گفت.? متوجه شدم کسی که کنار کرمعلی خوابیده… بیشتر »




آخرین نظرات